۱۳۹۱ بهمن ۱۹, پنجشنبه

چه غم انگیزی دهشتناکی !!!

محمود احمدی‌نژاد: «آن روزی که رئیس جمهور سابق با آن وضعیت به فرانسه رفت یکی از غم‌انگیزترین روزهای زندگی‌ام بود چرا که ژاک شیراک در بالای پله‌های محل استقرار خود ایستاده بود و رئیس جمهور قبلی ایران در پایین پله‌ها از ماشین پیاده شد و پله‌های متعدد را پشت‌سر گذاشت تا به او برسد و این حرکت از موضع ضعف باعث «تحقیر» ما شد ! (+)
اما آقای احمدی نژاد عزیز، دیروز هیچ هم غم انگیزترین روز زندگی ما نبود وقتی یک مرد سوری معترض به سمت شما کفش پرت کرد  و بعد هم همان مرد سوری از برخورد مناسب پلیس مصر با خودش اظهار رضایت نمود .
و دیروز هیچ هم غم انگیزترین روز زندگی ما نبود وقتی حین گفتگوی شما با جناب آقای محمد مرسی، میزبان نازنین تان، فقط پرچم مصر روی میز در اهتزاز بود و از پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران هیچ خبری نبود. 
و دیروز هیچ هم غم انگیزترین روز زندگی ما نبود وقتی شیخ الازهر در کنار شما و بی اعتنا حتی به حضور شما، صحبت‌های تندی در قبال حکومت اسلامی که مثلا شما نماینده اش بودید بر زبان آورد.
اما، دروغ چرا، آقای احمدی نژاد عزیز، دیروز یکی از غم انگیزترین روزهای زندگی ما بود وقتی، در برابر این همه توهین و تحقیر و اهانت و با وجود همه این بی‌احترامی‌ها، وعلی رغم وجود بحران شدید اقتصادی در ایران، و نگاه های نگران از فردای کارگران مستاصل و بیکار، و دست های تا آسمان نیاز پدران شرمنده ی فرزند، و شکم های تا خیال نانِ خالی گرسنه ی کودکان، و آوارگان ژنده پوش خیابان گرد در آرزوی یک نیم تنه کمی پاره و رویای یک جفت کفش نیمدار، و پیرزنان تا کمر خمیده ی بیمار وآواره ی درمان، و جوانان تا بن دندان محتاج کار، و زنان تا شرمِ رخسار محتاج آبرو، جنابعالی اعلام آمادگی فرمودید که یک وام بزرگ دهان پرکن و لابد بلاعوض و همچنین خدمات عدیده‌ای به برادران مصری تان از جیب همین مردم اعطا بفرمائید.
و دروغ چرا آقای احمدی نژاد خیلی عزیز، دیروز یکی از غم انگیزترین روزهای زندگی ما بود، چرا که متاسفانه باز و هنوز هم شما به عنوان رئیس جمهور این مردم در آن جا حضور داشتید، و با کمال تاسف، چقدر این مقام نه از نگاه دولت مردان مصر که از نظر ما مردم ایران نیز برازنده ی شما نبود.
ارسال یک نظر