۱۳۹۱ بهمن ۲, دوشنبه

دینِ ذبح شده .....

دخترک هشت ساله اندازه یک زن هشتاد ساله می فهمد . این را مادرش می گوید .
و ادامه می دهد: می دانستم همه چیزش به مادرم رفته ، اما باور کن در بعضی مواقع کارهایی می کند و چیزهایی می گوید که مادرم هم عقلش نمی رسد.
پدر یا مادرش را از طرف مدرسه خواسته اند. مدیر مدرسه گفته : ظهرها ، بچه ها نماز ظهر را به جماعت می خوانند. و بعد می روند به کلاس های شان . ظاهرا دخترک بعد از نماز ظهر ، با یکی از دوستانش رفته اند پی بازی و نیم ساعت بعد از شروع کلاس، دست در دست هم تشریف برده اند داخل.
معلم ، عصبانی پرسیده : تا حالا کجا بودید ؟
با اعتماد به نفسی بی نظیر گفته : ما داشتیم نماز عصر می خواندیم .
و در پاسخ معلم که داشته تهدیدشان می کرده که اگر راستش را نگویید از مدرسه بیرون تان می کنم و عکس العمل دوستش که ترسیده بوده ، برگشته به دوستش گفته : نترس ، وقتی پای نماز در میان باشد هیچ کاری نمی توانند بکنند.
حالا در خبرها می خوانم فرشته حشمتیان، رئیس سازمان مدارس غیردولتی، توسعه مشارکت‌های مردمی و خانواده به مصوبه شصت و هفتمین جلسه شورای نظارت مرکزی مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیر دولتی اشاره کرده و اظهار داشته: استفاده از یک مکان برای راه‌اندازی مراکز غیردولتی با دو جنسیت مختلف حتی در روزهای متفاوت ممنوع است.(+)
و با خود فکر می کنم کاش می شد از این خانم فرشته حشمتیان پرسید در کدام مصوبه ی کدام شورا ، استفاده از یک ابزار به نام نماز ، در کجاها و چه روزهایی برای چه جنسیت هایی ممنوع است ؟؟؟؟
ارسال یک نظر