۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه

رمضان جاری .....



دم غروب است و همه ی خانواده در تهیه و تدارک میز افطار.
مادر چای دَم می کند و پدر دارد نان ها را برش می زند. مادربزرگ در حالِ هم زدن سوپ است و پدربزرگ روی مبل نشسته و قرآن به دست دارد. پسر خانواده صندلی ها را می چیند دور میز و عروس خانواده در حال چیدن پنیر و زیتون و گوجه و خیار توی دیس است. هیاهویی است و تکاپویی برای حضور بر سر سفره ی میهمانی خدا. به تمامی لب هاشان خندان است و شور و حال خوشی پیچیده درهوای خانه. دخترک کوچک با چشمانی معصوم از خانه بیرون می آید ومی دود سمت خانه ی همسایه و نوک پا می ایستد مقابل درِ خانه که از آن درهای چوبی پنجره دار است و از شیشه ی پنجره زل می زند داخل.
کم کم صدای اذان می نشیند روی تصویر خانواده ای که  آماده می شوند برای نشستن  روی صندلی های  دور میزِ توی حیاط و عروس خانه  را می بینیم که  کوسن کوچکی را می گذارد بر پشتی صندلی مادربزرگ و پدر با احترام صندلی را عقب می کشد برای نشستن پدربزرگ.
عمق نگاه دختربچه از پشت شیشه، پیرمرد تنهایی را به تصویر می کشد که نشسته کنارِ میز آشپزخانه ای محقّر با یک افطاری مختصر.
تصویر کات می شود روی دست کوچک دخترک که گم شده در دست های زمخت و چروکیده ی پیرمرد و می لغزد تا پاهای آن دو که با هم وارد می شوند داخل حیاط .
همه به احترام پیرمرد نیم خیز می شوند و دعوتش می کنند سر میز افطار.
صوت خوش اذان به " لا اله الا الله " می رسد و دست ها می رود به سمت سفره برای گشودن روزه.
بطری نوشابه دست به دست می گردد و " پپسی " ،  رمضان الکریم را مبارک می گوید به مسلمین عزیز جهان.
و همه ی این اتفاق ها در کانال Show Tv"  " ترکیه می افتد که یک  شبکه ی کاملا خصوصی است و هیچ تعهدی هم ندارد به رعایت اصول و قوانین اسلامی.
با خودم فکر می کنم با یک تبلیغ ، هم همه ی خانواده را ترغیب می کنند به همکاری در تدارک سفره ی ضیافت الله و هم احترام به بزرگ تر را می آموزند به جوانان و هم حفظ حرمت پدربزرگ ها و مادربزرگ ها را می کشند به رُخ بچه ها و هم دستگیری از همسایه ی تنها و بی کس را یادآور می شوند به تک تک انسان ها.
و چقدر چهره ی یکایک آدم ها در این تبلیغ  نورانی ست و خندان است و شاد.
و چقدر رمضان جاری ست در این خانه ، بی آنکه هیچ نشانی از چادر و روسری باشد برسر خانم ها و بی آنکه هیچ ریشی در خور توجه نشسته باشد بر صورت آقایان و بی آنکه هیچ سجاده و مُهر و تسبیح و روح و شیطان و هشدارهای جهنم سوزانی در کار باشد.
چقدر رمضان جاری ست در این خانه.
و دلم می سوزد برای رمضانی که مبلغین اَش مجریان بی مزه ی  صدا شده اند و فیلم های سراسر وحشت و خوف انگیز ماورایی  یا سراسر لوس و مسخره ی به ظاهر کمدی سیما.

ارسال یک نظر