۱۳۹۰ اسفند ۱۳, شنبه

واقعیتی به نام مردم ...

گیرم که از ماه ها قبل شورای نگهبان تان غربال دست بگیرد و دانه ریزها را الک کند و بریزد زیر دست و پای دانه درشت های فربه .
گیرم که از هفته ها قبل ، مسئولان بی مسئولیت تان آمارهای دروغ ردیف کنند از میزان مشارکت های مردمی .
گیرم که صدا و سیمای تان از روزها قبل ، کل برنامه هایش را تعطیل کند و بدمد در شیپور انتخابات پر شور.
گیرم که نیروی انتظامی تان بسیج امنیتی شود برای روز انتخابات تا مبادا پشه ای ز خاشاک بجنبد.
گیرم که دوربین های تلویزیونی تان از صبح سحر تا بوق سگ زوم کنند روی صف های ده تایی و فیلمبرداران نان به نرخ روزتان ده را هزار جلوه دهند با شعبده ی کلوز آپ  و مجریان دروغ گوی تان خودشان را تکه پاره کنند در تهیه گزارش از رای دهندگان .
گیرم که خبرنگاران خارجی  را سوار اتوبوس کنید تا از ده حوزه ی از پیش آماده گزارشی هم تهیه کنند و در بهترین حالت به آن سوی جهان هم مخابره کنند با سرعت اینترنت خوب .
گیرم که نتایج لیست های از پیش تعیین شده تان را هم اعلام کنید و مجلس بی سرو ته امورتان هم بازگشایی شود.
گیرم که نمایندگان بی اختیارتان هم چند قانون بی سرو ته را به صحن مجلس برند و بالا و پایین اش کنند و در نهایت شرمندگی، گردن بر حکم حکومتی کج کنند.
گیرم که .......

با خودتان ، تعارف چرا ؟؟؟؟؟

با واقعیت حوزه های خلوت و صندو ق های خالی چه خواهید کرد؟

با دل های مکدر مردم که رفته رفته کدورتشان  به کینه بدل می شود چه خواهید کرد ؟
با آه های برکشیده و خون های ریخته و دست های آلوده چه خواهید کرد ؟

ای مجریان محترم امور، با بی برکتی نان های آغشته به دروغ که بر سر سفره های زن و فرزندانتان می برید چه خواهید کرد؟
راستی ، با واقعیت حقیقی مردم چه خواهید کرد ؟
ارسال یک نظر