۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

آدم ِ خودش...

سر تکان می دهد و می گوید : انسان شریفی بود. روحش شاد. آدم ِخودش بود نه هیچ کس دیگر.
و من خیره به کلاغ های سیاه ِ نشسته بر چنارهای بلند آن خیابان دراز قطعات یک رقمی بهشت زهرا می نگرم و در این غروب غمین پاییزی با خود فکر می کنم ، این روزها ، آدم ِخودش بودن ، چقدر می تواند خوب باشد . 
ارسال یک نظر