۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

تا به کِی هرزه گی ؟؟؟؟

خندید و گفت : نمی توانی با من دوست شوی .
با تعجب پرسیدم : از من خوش اَت نمی آید ؟
سرش را تکان داد و گفت : چرا ، اما نمی گذارند این دوستی دوام یابد. 
با لحن پراز اعتراض پرسیدم : چرا ؟؟؟؟
آهی کشید و آرام گفت : مگر نمی دانی ، از نگاه آن ها من یک هرزه ام .
راست می گفت . مادرم بارها گفته بود درراه مدرسه به خانه همراهش نشوم . پدرم مرتب تاکید داشت مبادا پا درون خانه شان بگذارم. از میدانچه ی محله که می گذشتیم ، پیرمردِ بقال که سن پدرش را داشت از آن نگاه های کثیف به سرتاپایش می انداخت و استغفرالله می گفت. میوه فروش، پسرش را می فرستاد پشت دخل و خودش می ایستاد کنار سیب ها و گلابی ها به شعر خواندنِ متلک گونه و هیز. " آق آلما ، گوزل آلما ، باغلاری گَزَر آلما ، ........" * و پوزخند می زد. 
قصاب محل حریصانه می پاییدش ولااله الاالله می گفت . دربان ِچلوکبابی با آن سبیل های از بناگوش دررفته ی چربش بفرما می زد و .....
از میان تمامی این مردان نجیب و باخدا ، تنها شکرالله شاگرد نانوای محل بود که تا او را می دید دست و پایش را گم می کرد و دو دانه نان لواش تازه را چهارتا می کرد و می دوید دنبالش تا دم خانه شان که چند قدم آن طرفتر بود و با احترام می گفت : مریم خانوم ، نان تازه ببرید برای آبگوشت ِحاج خانوم . 
از روزی که صاحبخانه به جرم تن ندادن او به خواسته ی نابجایش ، حکم تخلیه در دست ، اثاث خانه شان را ریخت توی کوچه و شکرالله تمامی آن ها را یک تنه بار زد پشت وانتِ اکبر وانتی و رفتند از آن محله ، دیگر هیچ کس نه او را در شهر کوچک ما دید و نه مادر علیل و پیرش را . 
حالا دیگر هرزه رفته بود ، اما هرزه گی همچنان در خون آن محله جاری بود و هرچند وقت یک بار، برای ایز گم کردن و تقدیس و طهارت خود ، بیچاره ای را نشان می کرد و با داد و هوار و گردنکشی، آبروریزی به راه می انداخت .
...........................
پ ن : آقای  سلحشور تا به کِی هرزگی ، تا به کِی گردنکشی برای ایز گم کردن ؟؟؟؟
* آلما در زبان ترکی هم سیب است و هم فعل نفی امری مصدر خریدن یا گرفتن یعنی نخر یا نگیر. و این شعر فولکوریک دو پهلوست و کنایه آمیز از سیب سفید و نگرفتن زنِ سپید روی . ( معنی اصلی اش : سیب سفید ، سیب زیبا ، سیبی که باغ ها را می گردد، و .... که در ظاهر تعریف سیب میوه فروش است ، ومعنی کنایه آمیزش : زن سپید روی نگیر ، زن زیبا نگیر ، زنی که اهل گشت و گذار در باغ و گلستان است نگیر، و ....)

ارسال یک نظر