۱۳۹۰ مرداد ۲۸, جمعه

چه درّه های عمیقی .....

پانزده سال سابقه ی تدریس در دبیرستان های تهران را دارد . دختر مهربان و دلسوز وخونگرمی است. می گوید: کمی که با بچه ها صمیمی می شوم هزاران سوال خصوصی و نیمه خصوصی می نشیند در ذهن شان. 
همیشه اولین سوال شان این است که : آیا ازدواج کرده ام یا نه ؟ بعد چند خواهر و برادر دارم و بعد.... ، تا کم کم به اینجا می رسد که مثلا من با چه لباسی به میهمانی می روم ؟ در مجلس عروسی حجاب دارم یا نه ؟ درخانه چه لباسی می پوشم ، تاپ و شلوارک، مثل خواهرومادرِ آن ها یا دامن های بلند طرح دار و بلوزهایی با آستین های تا سرانگشتان رسیده ی شلخته و روسری های گلدار رنگارنگ و شال های پیچ در پیچ ناهماهنگ، مثل سریال های تلویزیونی؟
چند وقت پیش یکی شان پرسیده : خانوم، شما رقص هم بلدید ؟ دیگری گفته : ساسی مانکن را می شناسید؟ وقتی جواب هر دو سوال مثبت بوده ، صدای سوت و هوار بچه ها رفته تا آسمان. یکی لابد برای اطمینان بیشتر، پرسیده : کدام ترانه اش را بیشتر دوست دارید؟ و او وقتی قسمتی از یکی از ترانه ها را خوانده ، چند تا از بچه ها آن قدر ذوق زده شده اند که پریده اند وسط و بغلش کرده و بوسیده اندش. ازآن روز به بعد اعتماد بچه ها نسبت به او صد چندان شده و کلی از مشکلات خانوادگی اشان را با او درمیان گذاشته اند و کلی درد و دل کرده و از دوست پسرهای شان گفته اند برایش. 
سر تکان می دهد و با تاسف می گوید : دو چیز ناراحتم می کند ، اول اینکه ، تصور بچه ها از زندگی معلم هایشان چقدر می تواند متفاوت باشد با واقعیات موجود بخاطر سیاست های غلط آموزش و پرورش که همیشه خواسته از معلم ها یک لولو بسازد برای بچه ها و از معلم ها خواسته مثل گشت ارشاد عمل کنند در میان دانش آموزان، و چهره ی خشن و دوگانه و متفاوتی از آن چه هستند ارائه دهند در مدرسه. و دوم اینکه چه مرز گسترده ای وجود دارد میان آن چه معلم پرورشی برای جلب اعتماد بچه ها به کار می برد با استفاده از ابزارهای دینی و پند و اندرزهای بهشت و جهنمی و نصایح قیامت و عقوبت و غیره، با اعتمادی که جلب می شود صرفاً به خاطر همراهی در خواندن  یک ترانه ی بی محتوا اما شاد و جوان پسند از یک خواننده ی رپ امروزی .
چرا، کِی و کجا، چنین درّه ی عمیقی ایجاد شد میان فرزندانِ ما با مسئولین حکومتی مان؟؟؟؟؟
ارسال یک نظر