۱۳۹۰ مرداد ۲۳, یکشنبه

بالاخره ، کدامیک ؟؟؟؟

ارزش سنگ های قیمتی را تنها جواهرشناسان خبره می دانند و بس. ظاهرا ، قدروقیمت آن ها به قدمت و شفافیت و رنگ و محل استخراج و عوامل متعدد دیگری برمی گردد که تا این کاره نباشی سر درنمی آوری . حالا یکی از همان سنگ های ارزشمند، نسل به نسل چرخیده و چند روزی است که به میراث رسیده به بنده. اصلا اشتباه نفرمایید، این سنگ که الطافش شامل حال بنده گردیده، هیچ دخلی به یاقوت و زمرد و لعل و الماس و برلیان ندارد. 
جای دشمن تان خالی، بنده چند روزی است دست به گریبان سنگ کلیه شده ام وحسابی دمار از روزگارم درآورده این سنگ نازنین.
اما حکایت سنگ کلیه چیزی است و حکایت پزشکان حاذق و محترم این چند روزه ، چیزی دیگر. 
و ازآن جایی که باباجان ما همیشه ما را پند و اندرز بسی دهد که از تمامی رخداد های زندگی تجربه بیاموزیم وعلم کسب کنیم . حاصل تجارب اینجانب، بعد از این همه رفت و آمد و نشست و برخاست با پزشکان عزیز، یک نتیجه ی خیلی خیلی مهم بوده که پزشکان این مرز و بوم کلهم اجمعین شامل دو دسته اند:  قدیم و جدید. یا متد ایرانی و متد فرنگی .
پزشکان قدیم یا همان متد ایرانی خودی ، با اهتمام به ضرب المثل آبا و اجدادی انشاالله گربه است ، ظاهرا، حین اقامه ی قسم بقراط ، متعهد می شده اند هیچ اطلاعاتی در اختیار بیمار نازنین قرار ندهند، از درجه تب گرفته تا میزان فشار خون . و کارشان می گذرد با انشاالله و ماشاالله.
و پزشکان جدید یا همان متد فرنگی غیرخودی ، با تعهد به ژست منطق واستدلال و واقع بینی، ظاهرا حین اقامه ی قسم بقراط ، متعهد می شوند همه دانسته ها وندانسته هایشان را یییهو بریزند روی دایره و درجا قلب نازک نارنجی بیمار ایرانی را متوقف بفرمایند به سلامتی ومیمنت و اگر کورسوی امیدی هم باشد برای بهبودی ، آنچنان کورش کنند که نگو و نپرس.
حالا می ماند این وسط ، تکلیف بلاتکلیف مریض بینوا که یک چشمش خنده است و آن دیگری گریه ، که بالاخره باید از این ورِبام بیفتد یا آنورش .شاید هم بهتر باشد اصلا نیفتد و همان وسط زمین و آسمان پا درهوا بماند تا تکلیف پزشکان با خودشان و متدهای شان روشن گردد.
ما که قِسِردر رفتیم ، خدا آخر عاقبت جمیع بیماران را بخیر کند انشاالله.
ارسال یک نظر