۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

در قمار سیاست .....

همه جای دنیا ، سیاست دو رو دارد. یک روی آشکارو یک روی پنهان.
روی آشکار لبخند می زند ومهربان است وگاهی چشمانش نگران است وگاهی دلش می لرزد ودوست دارد نشان دهد که مردم چقدر برایش مهم هستند و دوست دارد به همه بقبولاند که تمام فکر و ذکرش سربلندی کشور است وسرافرازی ملت.
روی آشکار مردم را ترغیب می کند به مشارکت در تصمیم گیری های سیاسی و وانمود می کند به اهمیت دخالت مردم در تعیین سرنوشت  خود و آینده کشور.
روی آشکار به هر وسیله ای متوسل می شود تا نشان دهد که به انتخاب و اعتماد مردم بها می دهد ونیازمند است به رضایت مردم.
روی پنهان اما خشن است و اخمو، نه نگران چیزی است و نه نگران کسی. با دل لرزه هم هیچ قرابتی ندارد. 
روی پنهان بی رحم است و قسی القلب وچون تازیانه ای به صورت شما می نوازد حقیقت محض و آشکاری را که ، تو تعیین کننده نیستی حتی اگر خود را دخیل بدانی در تصمیم گیری ها، آن چه باید بشود می شود وحضور یا عدم حضور تو چندان توفیری در اصل ماجرا ندارد. روی پنهان نهیب می زند که حتی اگر اسکیت سواران جوان و مرفه، از چهارراه پارک وی تا تجریش وکل جردن و فرمانیه را هم اشغال کنند وحتی اگر مردم دلشان خوش باشد به انتخاب میان بد و بدتر وحتی اگر کارمندان ریاست جمهوری فرش قرمز پهن کنند برای قدوم مبارک  آقای رئیس بزرگ ، یک باره آدمی که هیچ کاره بوده ، می آید وهرچه اسکیت است را می شکند وجایش گاری می گذارد وهرچه فرش بوده جمع می کند و روی زیلو می خوابد واسامی آنان را که پول کلان داشته اند در جیب می گذارد ودوره می افتد دراین شهروآن دیاروهرلحظه دستش را می کند درجیب، تا درآورد این کاغذ نانوشته را وبریزد هر چه پته است برآب.
روی پنهان وقیحانه به رخ شما می کشد که وقتی خیابان ها سبز می شوند ازتجریش تا راه آهن و ازآزادی تا امام حسین وازشرق تا غرب و ازجنوب تا شمال کل ایران، فردای انتخابات، یک چهارم میدان ولی عصر می شود قرمز وکام ها می شود شیرین با کیک و ساندیس در میتینگ فرمایشی.
و درست درهمین نقطه است که تقابل میان رویه ی پنهان وآشکارسیاست، برای آن وری ها می شود کشوردمکراتیک مترقی و سیاست پنهان وآشکارشان هم نوا می نوازد درراستای خواسته های مردم وآوای احترام سرمی دهد برای حقوق حقه ملت وقائل است به وجه ی انسانی انسان ها ، وبرای ما می شود کشور عقب مانده ی استبدادزده ، که سیاست پنهان مان ساز ضربی می زند وسیاست آشکارمان سازِ زهی وخواسته های مردم ، ناله ی نی.
و درست در همین نقطه است که رسانه های آن ها می شوند ذره بین برای روکردن دست های پنهان و برملا کردن رسوائی های شنود و دخالت و تجاوز به حریم شهروندی و رسانه های ما می شوند فریاد فروخورده و بغض پنهان خفه شده درحلقوم، برای نشان دادن همه چی آرومه ، ما چقدر خوشحالیم .
اما،امان از روزی که، پشت و روی سیاست بشود یکی و پرده های حایل طوری دریده گردند که دیگر هیچ حجابی نماند برای پنهان کاری وپرده پوشی، آن وقت بازی می شود بازی نرد قماربازی که دستش روشده است ونیتش آشکار. پس به اجبار تن می دهد به پیشنهادات وقیحانه وکُرکُری خوانی برای از میدان به در بردن رقیب ، بی ملاحظه ی هیچ اخلاق و آدابی.
و یادمان نرود که حاصل دست ِ رو شده ی قمارباز، هیچ نیست جز نتیجه ی باخت - باخت.
ارسال یک نظر