۱۳۹۰ تیر ۱۳, دوشنبه

چون نوری در تاریکی .........

سعدی نازنین قرن ها پیش گفته است: هنرمند هرجا رود قدر بیند وبرصدرنشیند. تاریخ می گوید اما : فردوسی وقتی شاهنامه را به پایان برد، قدری از سلطان محمود غزنوی ندید وبه قهر، خانه نشین شد. وهرگز مورخین قلم فروش نمی گویند که فردوسی از وقتی که پشت به پادشاه کرد و روبه مردم ،شد فردوسی وشاهنامه اش شد نامه ی شاهان وچون عبرتی کهن نشست دردل و جان سده ها و قرن ها مردم بعد از او.
صدای محمد نوری که می پیچد در تالار، روح و تن رنجورمان جلا می یابد از آوای این استاد ماندگار. فروغ چه زیبا گفته بود: تنها صداست که می ماند.اما اینجا تنها صدا نیست که مانده است، یاد است وخاطره است وعشق است ونور است وشور است وشیدایی و استاد محمد نوری .
برایش یادمان برگزارکرده اند،گرامیداشت یادش وآثارش،پاسداشت حرمت وانسانیتش وسپاس از یک عمرهنرناب وناب ونابش.
کسانی از دور و نزدیک آمده اند تا یادش را گرامی بدارند وازهمسر نازنین اش تقدیر کنند وبگویند که قدر یکدانه اش را خوب می دانند که تا دم آخرهنر به نرخی نفروخت و حرمت و احترام کسی را زیر پا نگذاشت که چه خوب گفت محمد علی کشاورز، که او آدم بود، آدم خودش، که دارای شرافت بود وکرامت وهرگزدروغ نمی گفت وچقدر وقتی از دروغ نگفتن گفت، تشویق شد توسط حضار که لابد همه شان دل شان پر بود از این روزهای پر دروغ و نیرنگ و روزگار دغل کاران.
ترانه های برجسته اش را نسل جوان ترامروز خواندند، با یاد او وطنین دل هاشان. خشایاراعتمادی، هومن جاوید، مانی رهنما، علی تفرشی و رضا یزدانی آمده بودند تا ازوطن بخوانند وازآرزوها وازگریز وازرویا وازایران وآخرازهمه ازجان مریم .
رهبری ارکستربی نظیر بودواجرای قطعات عالی ودکترمحمد سریر،آن یار دیرین روزهای خوش وناخوش نوری وکسی که صدای نوری با آهنگ های او جان گرفته وهنوز هم جان می دهد به مردم این کهن دیار،سنگ تمام گذاشته بود درانتخاب تمام عوامل اجرا.
مجری خوب برنامه در آن تالار بزرگ وحدت که این روزها فقط نام تالارش مانده است وازوحدتش هیچ خبری نیست وبه جرات می توان گفت که تنها تالاری است درایران که همه چیزش درست است وحسابی ونوروصدایش نه چشم را خیره می کند ونه گوش را کر، آن هم چون از روزگار پیشین به ارث مانده، مقدم میهمانان عزیزی را که معمولا جایی حاضر نمی شوند اما اینجا آمده اند شاید فقط برای نوری، گرامی می دارد وتشویق بی مثال حضار قدر می دارد محمدعلی سپانلوی عزیزرا وخسرو سینایی گرامی را وجواد مجابی نازنین را وشهرام ناظري بی بدیل را وهمايون خرم بی همتا را ومرضیه برومند مهربان را وپوران درخشنده ی درخشان را ومحمدرضا فروتن به واقع فروتن را وبهاره رهنمای پر شروشوررا وهنگامه قاضیانی متین را وفرزاد حسنی جسور را و .........
می شود گفت خیلی ها آمده اند نه فقط ازعرصه سینما وتئاتروموسیقی که حتی ازعرصه ی علم نیز پسر دکتر حسابی قدم رنجه کرده است به حرمت ماندگاری نوری.
باید خیلی عزیز باشی که وقتی هستی اما به صلاحدید ومصلحت اندیشی نمی خواهند نامت را ببرند ووجودت وحضورت چون خاری فرو می رود در چشم آنان که بودنت را برنمی تابند، مردم فراموشت نکنند ونامت را یک صدا فریاد بزنند وازمجری بخواهند که اعلامت کند با گردنی افراشته وصدایی رسا وافتخاری بی نظیر، جعفر پناهی عزیز. 
باید خیلی نازنین باشی که وقتی نام نقره فام ات طنین انداخت درسقف گنبدین تالار، دل ها را بلرزاند موج تشویق مردم دوستدارت در این شب رویایی بی همتا، ای بانوی غزل و شعرو ترانه، سیمین بهبهانی نازنین .
باید خیلی بزرگ باشی که وقتی درنبودنت، نامت را یاد می کنند وآرزوی طنین ربنایت را درماه مبارک می نمایند، جمعیت یکپارچه به احترامت از جا برخیزد وتشویقت کند همان گونه که لایق آنی، محمدرضا شجریان بزرگ . 
هر چند بهانه ی شب صدای جاودان نوری باشد ویادش، که بزرگ است وعزیز است وگرامی، اما شب عاشقان، سحر می شود برای جعفر پناهی وسیمین بهبهانی ومحمدرضا شجریان ومردم قدردانی، که وقتی مهرت دردلهاشان نشست، هیچ سلطان وهیچ تاریخی نمی تواند آن را بروبد ازجان وتن شان، که جزئی از وجودشان می شوی وتمام روح شان، چون ترانه ی وطن که علی تفرشی می خواند و ایران که بچه ها دسته جمعی می خوانند و خلیج فارس که رضا یزدانی فریاد می کند و جان مریم که فقط هومن جاوید نمی خواند، بل همه ی مردم حاضر در تالار، لحظه لحظه زندگی اش می کنند. 
نازنین مریمی که این روزها سخت غمگین است .
نازنین مریمی که این روزها سخت دلتنگ است .
نازنین مریمی که این روزها باید ....، باید..... ، باید..... ، که باشد ، چشمهایش را باز کند ، ما را صدا کند تا 
"بشیم روونه، بریم از خونه، شونه به شونه، به یاد اون روزا......"
ارسال یک نظر