۱۳۹۰ تیر ۶, دوشنبه

چقدر خوشبختیم ؟؟؟؟

برنامه "جوان ایرانی سلام" رادیو جوان از مردم می پرسد : چرا احساس خوشبختی می کنید؟
هیچ کس یا جرات نمی کند یا دوست ندارد بگوید یا اگر هم گفته باشد پخش نمی کنند که : کدام خوشبختی ؟
همه مصاحبه شوندگان، ظاهرا شادند وخوشبخت. آقای اولی می گوید: چون سالم هستم ومی توانم مایحتاج خانواده ام را تامین کنم. آقای دومی می گوید : من شهرستانی هستم،خوشبختم چون توانسته ام مادر مریضم را بیاورم تهران برای مداوا. آقای سومی می گوید: چون مشغول به کار هستم و می توانم از راه حلال نیازهای خود و خانواده ام را تامین کنم و محتاج کسی نشوم .چهارمی می گوید : خدا را شکر ، زن و بچه های خوبی دارم .
با خود فکر می کنم چقدر سطح توقعات مردم از زندگی پایین آمده که داشتن شغل و بیکار نبودن و کسب درآمد حلال که حق مسلم هر انسانی است وامکان درمان مریض توسط یک دکتر مجرب دریک شهردیگرکه برای آمدن به آن جا باید کلی دردسر کشید ورنج سفر متحمل شد وهزینه کرد، شده است خوشبختی.
با خود فکر می کنم چقدرخودخواهی ازسرورویمان می بارد که فقط به فکر خود و خانواده مان هستیم و هیچ کس نمی گوید : چون غمخوار دیگران هستم و دوستشان دارم و دلم برایشان می تپد و از رنج شان دلم به درد می آید واز اشک یتیمی دلم می لرزد واز لبخند کودک گمشده ای که مادرش را یافته است اشک می نشیند بر گوشه ی چشمانم ،خوشبختم . هیچ کس نمی گوید : چون تمام تلاشم را در انجام کارها و مسئولیت هایم به کار می گیرم و برای جامعه ام مفید هستم، وجدانم راحت است وخوشبختم . هیچ کس نمی گوید : چون دلِ دل شکسته ای را بند زده ام و لبخندی بر لبش نشانده ام ،احساس خوشبختی می کنم. هیچ کس نمی گوید : چون گره از مشکل گرفتاری گشوده ام، خوشبختم . و هیچ کس نمی گوید چون در کشوری زندگی می کنم که مردمان خوبی دارد که با عاطفه و مهربانی هایشان ، پشت و پناه همنوعان شان هستند ودرخوشی وناخوشی به داد هم می رسند، احساس خوشبختی می کنم .
چرا دایره خوشبختی ما این روزها اینقدر تنگ شده است ؟؟؟
ارسال یک نظر