۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

برهوت حمایت یا رفاقت ؟؟؟

جوانی های ما،عشق وعاشقی حرمت داشت. دلی که با یک نگاه به تپش می افتاد دیگر دل نبود، تنوره ی آتش بود. یا می بایست به وصال یار می رسید و آبی ریخته می شد به این آتش افروخته و یا ترک دیار بود و مرگ بود و دیوانگی . 
کافی بود خدا برای کسی نخواهد و وصال یار به چاله چوله بیفتد وسنگ های ریزودرشت بریزد زیرپای عاشق مفلوک ومعشوق مظلوم.
کافی بود پدری مخالفت کند با اصل و نسب نداشته ی پسر، یا برادری پرونده ای رو کند از شبگردی های جوان ، یا عموی تاجری برملا کند سابقه ی اختلاس یکی از فامیلهای دورِ مرد را و یا دایی فرهیخته ی خانوم، ایراد بگیرد به تحصیلات آقا داماد. بیچاره عاشق زار که می بایست به هزار جهد و جِِّد ، خودش را به آب و آتش بزند و شجره نامه رو کند که نشان از ریشه ای در نواده ی پنجاهم از زن صیغه ای پانصدم ناصرالدین شاه داشته باشد وبشود قاجارزاده ودارای اصل و نسب ویا سند بیاورد که شبگردی هایش در جهت حفظ امنیت خلق خدا بوده و نه هیچ چیزدیگرویا به هزار آیه وقسم، اختلاس فامیل دوررا بگذارد به حساب دشمنی رفقای نامرد ویا درنهایت عزمش را جزم کند وهمتش را بلند وبنشیند ودوباره درس های پس داده و نداده را دوره کند برای شرکت در کنکور وقبولی در یک رشته ی باری به هرجهت، برای دریافت یک مدرک کارشناسی که قاب کند و بزند سینه ی دیوار برای کوری چشم بدخواهان . 
گاهی هم پیدا می شدند عاشقان دروغین پرمدعایی که دم از فتح قله ی قاف و آوردن پرسیمرغ می زدند ازبرای یار، اما لاف هایشان توخالی از آب درمی آمد و آرام پاپس می کشیدند وقتی می شنیدند کوه قاف و پر سیمرغ پیشکش، همان کنکور و دانشگاه کفاف می دهد. و می رفتند جایی که نادر رفت وآن عشق سوزان را می گذاشتند برای آنان که پروانه تر بودند.
حالا در خبرها آمده است : طرفداري از مشايي كار دست پسر جوان داد. پاسخ رد دختر شبانكاره اي به خواستگارش به دليل طرفداري از مشايي(+)
"به گزارش "سوك" زماني كه خانواده و به خصوص شخص دختر متوجه مي شوند كه اين خواستگار از حاميان مشايي است با اين ازدواج مخالفت مي كنند.
اين خواستگار كه حمايت از مشايي را دليل مخالفت دختر و خانواده اش با اين ازدواج مي بيند قول مي دهد كه دست از اين حمايت ها بردارد.
يكي از نزديكان اين خانواده به "سوك" گفت: پدر خانواده با بيان اين كه اين جوان منحرف است گفته كه به هيچ عنوان اجازه ازدواج دخترش با اين منحرف را نمي دهد.
ظاهراً پدر و دختر اعتقاد دارند اين جوان منحرف بوده و اصلاح شدني نيست.
بر اساس گزارش هاي دريافتي "سوك" تاكنون تلاش هاي نزديكان و اطرافيان اين خانواده جهت متقاعد كردن اين پدر و دختر براي ازدواج ناكام مانده است.
به گزارش "سوك" انزجار از جريان انحرافي هم اكنون در تمامي شهرها و روستاهاي استان بوشهر رو به افزايش است به طوري كه حتي خانواده هايي مانند اين خانواده شبانكاره اي، در ازدواج فرزندانشان نيز حساسيت نشان مي دهند."
 .................................
پ ن : نمی دانم باید خوشحال بود یا ناراحت ، که قله ی قاف عاشقان امروز شده است طرد جریان انحرافی وپرسیمرغ شان شده است اعلام انزجار از مشایی بی بال و پرِ این روزها. امان از این آدم های ساده دل که بعضی ها ،به راحتی ،یک روز کلاغ را به جای قناری غالب شان می کنند و دیگر روز همان کلاغ قناری شده، می شود کرکس و آن ها فقط صلوات ختم می کنند به سلامتی همان بعضی ها. امان از این مردم ساده دل. 
پ ن : تهمت زدن این روزها چه آسان شده است و اتهام انحراف چه بی ارزش. قضاوت کردن این روزها چه آسان شده است و صدور حکم چه آسان تر. چند نفر از ما قاضی است یا حاکم  بلکه هم هر دو؟ 
پ ن : جالب است برائت جویی این جوان عاشق که یا بسیار سیّاس بوده و رند. ویا عاشق بوده و خیلی سینه چاک، که به این راحتی دست از حمایتش برداشته و جناب مشایی را تنها گذاشته است در این برهوت رفاقت.
ارسال یک نظر