۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

عطر زندگی ...........

چه فرقی می کند که برای حلقه شدن آن دست های مهربان به دورعزیزترین دلدار، دست ها را از دو سوی بگشایی وبرشانه های مهربانش بیاویزی وبعد قفل شان کنی. یا قامت ایستاده ای به احترام استقامت تو سرخم کند ومهربانی آن دست های قفل شده چون حلقه گلی عطرآگین بنشیند بر آن شانه های استوار.
مهم آن چشم های عاشق است که بی هیچ کلامی دوستت دارم را فریاد می زند در رویارویی دو نگاه و مهم عطر آن لبخند جاری بر لب هاست که با صدای تمام سکوت های جهان، فریاد می کشد عشق را حتی در نگاه نامحرم زندانبان ، تا که از شرم زیستن سر به زیر افکند وخجل شود ازهر آن چه نامش زندان است. 
هیچ فرقی نمی کند که اسیر باشی، یا رها. مهم این است که عاشق باشی .
ارسال یک نظر