۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۱, شنبه

هیچ قفلی تضمین ابدی نخواهد داشت .....

نزدیک سه ماهی می شود که صاحبخانه عذرشان را خواسته وگفته خانه اش را که نزدیک به دو سالی مستاجرش بوده اند خالی کنند تا تازه عروس خانواده در آن جا مستقر گردد. آه می کشد و می گوید: مرده شور این پاقدم مرا ببرد. از اول زندگی ام، هر جا رفته ام مستاجری،یا دخترِ سال ها به دنبال تحصیل و مخالف ازدواج خانه،ترک تحصیل کرده و خواستگار دیگر دست نیافتنی را دودستی چسبیده وعروس شده، یا عروسِ قهرکرده ازشوهرومادرشوهرکه کارش ازاین دادگاه به آن دادگاه حواله می شده، با پادرمیانی ریش سفیدان فامیل آشتی کرده وعزم کرده برگردد سرِخانه وزندگی اش که در نبود او به ما اجاره داده شده بوده، یا پسر خانواده که به قصد کار به ژاپن رفته و دیگر برنگشته، بعد از سال ها،هوس دیدار خانواده به سرش زده ودر همان فرودگاه عاشق دختر خاله ی هیجده ساله اش شده و نیامده، بساط عقد وعروسی راه افتاده وما که مستاجر طبقه پایین بوده ایم خانه را خالی کرده ایم برای عروس و داماد، تا ماه شیرین ِ عسل آن ها به کام ما شود سرکه شیره ، یا نوه ی بزرگ خانوم بزرگ در رشته ی پزشکی دانشگاه تهران قبول شده وبرای اطمینان خاطر پاپی و مامی از ویلای شمال کوچ کرده به طبقه ی بالای خانه ی مادربزرگ مهربان که هم گوشش به ضربان قلب او باشد و هم دستپخت خانوم جان نگذارد آب در دلش تکان بخورد از درد دانشجویی. 
می گویم : واقعا چه پاقدم خوبی داری، بگذاربگردم ببینم در میان دوست و آشنا، آدم گرفتار و در بن بست گیرکرده ای پیدا می کنم که مستاجر بخواهد،بلکه گره از کارش باز شود؟ می خندد ومی گوید : به خدا بدجنس نیستم خیلی هم خوشحالم از تمامی این اتفاقات. هر چند سرو سامان هر کدامشان، باعث آوارگی من شده،اما مبارکشان باشد. درد من که این چیزها نیست. بی خانمانی من ریشه ی تاریخی دارد. اما واقعا دیگر از این همه گشتن و پیدا نکردن خسته شده ام. تو بگو چکار کنم. می گویم دنبال چه شرایطی هستی؟ می گوید : شرایط سرم را بخورد، با پول من جور دربیاید، زیریک سقف بروم . با کم و زیادش می سازم . نمی خواهم که بخرمش. نهایت یک سال دیگر خورشید بخت شان شکوفه می کند و من می شوم خزان سرگردان. بازجای شکرش باقیست که نباید دنبال خانه ای بگردم که قابلیت زندان شدن داشته باشد(+) . این یک مورد را دیگر خدا به من و بچه هایم رحم کرده است . 
آهی می کشم و می گویم : باز هم جای شکرش باقیست .

ارسال یک نظر