۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

تولدم مبارک .....

من ، "پیر فرزانه "، امروز، چهارساله شدم البته بعد از سه بار سکته ی ناقص و کُمای موقت. الان هم که سرپایم، کلی دم و دستگاه وصلم کرده اند که بتوانم در خفا نفس بکشم. دستگاه هایی که اسم های عجیب و غریب دارند. Ultra Surf، VPN ، Freegate و هزار درد بی درمان دیگر.
تو می دانی و من هم خوب می دانم که نفس کشیدن های یواشکی چه به روزگار آدم می آورد. و چه دردی دارد بودن در جایی که نمی خواهندت.
با این حال، تو می دانی و من هم خوب می دانم که ما پوست کلفت ترازآنیم که با زجرِاین درد و سازِ ناکوک این روزگار جا بزنیم و میدان خالی کنیم.
با دستگاه و بی دستگاه، آن قدر می مانیم تا روزی فرا برسد که دیگر هوا از پشت میله ها دزدکی سرک نکشد توی اتاق و باد آزاد بوزد لابلای پیراهن پروازمان توی جنگلی که همه جایش سبز باشد، به سبزی سبزترین سبزینه ی حیات. 
ارسال یک نظر