۱۳۹۱ آبان ۲۳, سه‌شنبه

3 ، 2 ، 1 و صفرهای جادویی !!!

وقت دندانپزشکی داشتم . دکتر کلی از گرانی ها نالید و این که دیگر با این پولی که بیمه بابت دندانپزشکی به کارمندها می دهد نمی توان کار کرد و مردم هم وسعشان نمی رسد بیشتر از این پول دندان بدهند و مواد اولیه هم گران شده و وسیله ای که تا سه ماه پیش دو میلیون بوده حالا سه میلیون هم نمی دهند و تا پارسال هر دندان کاشتنی را یک میلیون می گرفته و حالا سه میلیون و دویست قیمت تمام شده اش هست و بیش از این ها باید از مردم بگیرد  و دیروز صبح برای یک کار اداری به وزارت خانه مربوطه شان رفته بوده و با یکی که کارش را راه نینداخته دعوایش شده و یکی آن وسط گفته : صلوات بفرست، و او گفته که سی و دو سال صلوات فرستادیم دلار شد سه هزار و دویست تومان. و خدا می داند با این صلوات فرستادن ها، بیست سال دیگر چه حال و روزی خواهیم داشت و .....................
و من در همان حالی که با دهانی تمساح وار با سی و دو عدد دندان سپید ، زیر دستش ، تقلا می کردم  و برای تائید حرف هایش ناچار بودم سی و دو بار پلک بزنم که یعنی بعله متوجه منظورتان می شوم آن هم خیلی خوب. تمام مدت در این فکر بودم که اگر ده تا از سی و دو تا دندان های یکی مثل ستار را هم عزیزان گرامی خُرد کرده باشند، با دو سه تا  شکستگی استخوان و چهار پنج تا فرورفتگی قفسه ی سینه و شش هفت مورد کبودی سر و چشم و پیشانی ، چه صورت حساب هنگفتی می بایست بفرستند برای مقام مافوق شان بابت هزینه ی موارد انجام شده! که البته مطمئنا بیمه ی هیچ کارگری هم  متقبل نخواهد شد چنان رقمی را!
خوشبختانه هر چه هم دست بالا حساب کردم میزان خسارات وارده را ، به سه میلیارد هم نرسید ، حالا کو تا برسد به سه هزار میلیارد!
لابد برای همین هم هیچکس راضی نمی شود به مرگ مفسدین اقتصادی ، که هزینه اش بسی سنگین است. آن هم وقتی کِش می آید خیلی زیاد !!!

ارسال یک نظر