۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

گردگیری .... !!!

چایی صبح را که می آورد ، تشکر می کنم و می گویم : لطفا بی زحمت یک دستمال هم روی میز بکشید، ظاهرا دیشب لای پنجره باز بوده و خاک همه جا را گرفته.
می گوید : چَشم ، همین الان.
می رود و بیست دقیقه ای طول می کشد تا برگردد ؛ با پارچه ی زرد رنگِ تاشده ای در دست.
شروع می کند به عذرخواهی : ببخشید دیرکردم. تنظیف مان تمام شده بود. دنبال یک پارچه ی مناسب می گشتم برای گردگیری.
تای پارچه را که باز می کند برای چند تکه کردن ، تازه می فهمم یکی از این پلاکاردهای خیرمقدم است.
روی آن تکه ای که با آن میز مرا پاک می کند نوشته : مقدم رئیس جمهور محبوب و مردمی ، دکتر احمدی نژ..........
.
.
بقیه اش لابد توی تکه های دیگر است.


ارسال یک نظر