۱۳۹۱ تیر ۷, چهارشنبه

لطفا ، نفتی نشوید.


یک دست کت و شلوار قهوه ای می پوشید  با یک پیراهن شیری و یک کروات شکلاتی می بست با راه های کِرِم . کفش های  واکس خورده ی  تمیز و براقش بدجوری می زد توی چشم . سوار اتوبوس می شد و دوره می چرخید لابلای مسافرها. نه گدایی می کرد و نه آزاری می رساند به دیگران . آن روزها ، هنوز کلمه ای به نام تفکیک جنسیتی وارد فرهنگ لغات فارسی نشده بود و سوا کن جدا کنی هم در کار نبود ، همه چیز درهم بود حتی نشستن خانم ها و آقایان در اتوبوس شرکت واحد. 
تا انتهای اتوبوس که می آمد و برمی گشت ، می ایستاد کنار راننده و شروع می کرد با صدای بلند به حرف زدن  و آواز خواندن . اغلب صدایش در آن شلوغی گم می شد و اگر هم چیزی می شنیدی معمولا نامفهوم بود. 
مسافران دائمی خط 14 ، می گفتند دیوانه است. یکی جنونش را ناشی از عشقی ناکام می دانست و یکی از دست دادن جوان برومندش. بعضی ها هم می گفتند خودش را زده به دیوانگی .
همیشه ایستگاه دوم سوار می شد و تا آخر خط هم می آمد ، اما آن روز خبری از او نبود . ایستگاه سوم و چهارم را رد کرده بودیم که صدای داد و بیدادی از پنجره های نیمه بار اتوبوس به گوش رسید و راننده محکم زد روی ترمز. 
مرد دوان دوان و عرق ریزان ، پله ها را دو تا یکی آمد بالا. کت و شلوارش خاکی بود و گوشه ی کراواتش از جیب بغل شلوارش آویزان . بوی تند نفت پیچید در فضای مملو از بوی عرق و پای جمعیت. از کنار هر که می گذشت صدای پیف پیفی به گوش می رسید و احتیاط نفتی نشدن به وضوح نمایان می شد در چهره ی خانم ها و آقایان مرتب و منزّه ِ حاضر. 
این بار برخلاف همیشه ، به آخر اتوبوس که رسید ، ایستاد و با صدای بلند گفت : آهای مردم ، بعد از این هر وقت در یکی از ادارات دولتی کار داشتید ، برای اینکه راه تان دهند و تحویل تان بگیرند و کارتان را راه بیندازند، اول باید کت و شلوارتان خاکی و کثیف و چروک باشد و دوم کراوات تان را بدهید دست باد و گم و گورش کنید در یک سوراخی . و برای محکم کاری هم که شده کمی نفت بپاشید روی خودتان  تا مبادا بوی عطر لباس های تان  بپیچد در دماغ آقایان . 
همه خندیدند و بعضی ها ، سری هم تکان دادند. 
یکی پرسید : دیوانه است ؟ 
یکی گفت : از ما هم عاقل تر است. 
دیوانه یا عاقل، هر کجا که هست خدا نگه دارش باشد. حرف راست را سی سال پیش او گفت و ما تازه فهمیدیم .

آقایان محترم کراوات های تان را که باد برد ، مواظب باشید نفتی نشوید. 

هیچ نظری موجود نیست: